جواب نگارش پنجم صفحه 86 وقتی بوعلی،کودک بود

صفحه86

ب)متن زیر را با«که»،«تا»،«و» و «امّا» کامل کنید.

نجّار پیری بود که می خواست بازنشسته شود.او به کارفرمایش گفت که می خواهد ساختن خانه را رها کند تا از زندگی بی دغدغه در کنار خانواده اش لذّت ببرد.کارفرما از اینکه دید کارگر خوبش می خواهد کار را ترک کند،ناراحت  شد.او از نجّار پیر خواست که/تا به عنوان آخرین کار،تنها یک خانه ی دیگر بسازد. نجّار پیر قبول کرد؛ امّا کاملا مشخص بود که دلش به این کار راضی نیست.او برای ساختن این خانه،از مصالح بسیار نا مرغوبی استفاده کرد و با بی حوصلگی به ساختن خانه ادامه داد.وقتی کار به پایان رسید، کارفرما برای وارسی خانه آمد.او کلید خانه را به نجار داد و گفت:«این خانه متعلّق به توست. این هدیه ای است از طرف من برای تو».
نجّار یکه خورد.مایه ی تأسّف بود! اگر می دانست که خانه ای برای خودش می سازد،حتما کارش را به گونه ای دیگر انجام می داد.

حتما ببینید

جواب نگارش ششم صفحه 13 معرفت آفریدگار

صفحه13 1-بهـار و زیبایی های آن را با کلامی زیبا توصیف کنید.در متن خود از …